مراسم بنزین ستاره میلیون فرمانده کل سپاه

مراسم: بنزین ستاره میلیون فرمانده کل سپاه بازدید فرمانده کل سپاه از پالایشگاه پالایشگاه ستاره خلیج فارس خودکفایی بنزین پالایشگاه بندرعباس

گت بلاگز اخبار حوادث کلاهبرداری میلیاردی شوهر جوان از بیوه ثروتمند

زنی که از همسر مرحومش املاک زیادی به ارث برده بود، با تعیین مهریه سنگین به مردی که 12 سال از خودش کوچکتر بود «بله» گفت. او تصور می‌کرد در ازدواج دوم، آینده تلخ

کلاهبرداری میلیاردی شوهر جوان از بیوه ثروتمند

عبارات مهم : زندگی

زنی که از همسر مرحومش املاک زیادی به ارث برده بود، با تعیین مهریه سنگین به مردی که 12 سال از خودش کوچکتر بود «بله» گفت. او تصور می کرد در ازدواج دوم، آینده تلخ گذشته اش عوض کردن خواهد کرد، ولی با زندانی شدن مرد رؤیاهایش، پی به راز بزرگی برد.

در شعبه 264 دادگاه خانواده، زنی میانسال، تنها نشسته و منتظر بود تا به پرونده اش پیگیری شود. قاضی «غلامحسین گل آور» مشغول مطالعه پرونده قطور «مطالبه مهریه» بود. او بعد از سکوتی کوتاه، سرش را بلند کرد و گفت: «خانمِ سپیده…؛ همسرتان از زندان درخواست اعسار در مورد پرداخت مهریه کرده، یعنی اعلام کرده توانایی پرداخت مهریه 1000 سکه ای شما را ندارد. نظرتان را بیان کنید.»

سپیده تلخندی زد و جواب داد: «اگر قبول می کرد تعجب می کردم. از آدمی که با حقه و دروغ وارد زندگی ام شده است و تا روز دستگیری وانمود می کرده که دوستم دارد، چنین خواسته ای دور از ذهن نبود.»

کلاهبرداری میلیاردی شوهر جوان از بیوه ثروتمند

زن میانسال همانطور که جای خالی حلقه را در انگشتش لمس می کرد گفت:« 20 سال پیش همسر اولم به خاطر یک بیماری لاعلاج فوت کرد و من را با یک دختر نوجوان تنها گذاشت. ما پیش از آن زندگی خوبی داشتیم، همسرم مهندس بود و بعد ازمرگش بیش از 15 ملک، زمین و ویلا برایمان به ارث گذاشت.

همان روزها خواستگاران زیادی داشتم، ولی تصمیم گرفتم دخترم را بزرگ کنم تا فرد موفقی در زندگی اش شود تا اینکه بعد از 10 سال جهت تحصیل به خارج رفت و من تنها شدم. در این مدت با ورزش، مسافرت و شرکت در کارهای خیریه سرم را گرم می کردم تا اینکه در یک دورهمی با «متین» آشنا شدم. او مرا به یک دورهمی دیگر دعوت کرد و بتدریج با هم معاشرت بیشتری پیدا کردیم. او مردی چرب زبان بود که در هر دیداری برایم هدیه های مختلفی می گرفت. ماشین خارجی سوار می شد و لباس های گرانقیمت می پوشید.

زنی که از همسر مرحومش املاک زیادی به ارث برده بود، با تعیین مهریه سنگین به مردی که 12 سال از خودش کوچکتر بود «بله» گفت. او تصور می‌کرد در ازدواج دوم، آینده تلخ

در دیدارهایمان گفته بود از همسرش جدا شده است و فرزندشان را هم به او سپرده هست. بالاخره یک روز از من درخواست ازدواج کرد که قبول نکردم. چراکه 12 سال از من کوچکتر بود و من که ده ها خواستگار را رد کرده بودم، نمی توانستم چنین ریسکی کنم. بنابراین راضی شدم مدتی عقد موقت داشته باشیم تا در آینده آشنایی بیشتری از هم پیدا کنیم. سه سال از این ماجرا گذشت و هرکدام در منزل خودمان زندگی می کردیم و هفته ای یکی دو روز را با هم می گذراندیم تا اینکه یک روز گفت؛ پدر و مادرش دختری برایش در نظر گرفته اند. سپس اصرار کرد به صورت رسمی با هم عقد کنیم و حتی گفت مهریه سنگینی برایم در نظر می گیرد. من هم به این نتیجه رسیده بودم که بهتر است در سفرهای فامیلی با همسرم حضور داشته باشم و به این ترتیب مراسم خوش حالی مختصری گرفتیم به طور رسمی به عقد دائم اش درآمدم. بعد هم در منزل من واقع در خیابان فرشته زندگی مشترکمان را شروع کردیم…»

همان موقع قاضی حرف زن را قطع کرد و گفت:«چه شد که از هم جدا شدید؟ چون طبق مدارک موجود 3 سال پیش حکم طلاق شما صادر شده است است…»سپیده آهی کشید و گفت:«حس یک زن هیچ وقت به او دروغ نمی گوید. من هم دائم احساس می کردم این مرد واکنش‌ها مرموزی دارد. روزهای اول آشنایی تصور می کردم چون وضع مالی اش خوب است به طمع دارایی به سراغم نیامده و خودم را دوست دارد. ولی بعد از عقد به بهانه اداره کارخانه برادرش گاهی یکی – دو شب زیاد به منزل نمی آمد. حتی در سفرهای خارجی هم همراهی ام نمی کرد. تا اینکه در یکی از مسافرت ها که به دیدن دخترم رفته بودم، خبردار شدم متین به جرم کلاهبرداری 400 میلیارد تومانی از دیگران دستگیر شده است هست. هنگامی که به کشور عزیزمان ایران برگشتم به سراغ اسناد املاکم رفتم تا با گرو گذاشتن آنها همسرم را آزاد کنم. ولی همانجا فهمیدم که تمامی املاکم در رهن بانک است.

متأسفانه متین به خاطر دسترسی به اسناد و مدارک آنها را به عنوان وثیقه به رهن بانک سپرده و وام گرفته بود. تمامی، طلاها، پول ها و قالیچه ها را هم برادرش از آپارتمان ما برده بود. بنابراین ناچار شدم علیه او شکایت کنم. در حالی که او به خاطر کلاهبرداری بزرگش به حبس ابد محکوم شده است هست. با گذشت از 700 سکه مهریه ام بالاخره موفق شدم طلاق غیابی بگیرم. ولی همچنان درگیر پرونده های متعدد املاکم در دادگاه های دیگر هستم. نه می توانم آنها را بفروشم و نه پولی برایم مانده که خرج کنم. تنها دلخوشی ام مهریه ام بود که آن هم اینطور شده…»

کلاهبرداری میلیاردی شوهر جوان از بیوه ثروتمند

قاضی بعد از نوشتن مطالبی در پرونده از زن میانسال خواست تا زیر ورقه را امضا کند. سپس توصیه کرد در صورت امکان مدارکی از دارایی و اموال موجود همسر سابقش را به دادگاه ارائه دهد تا سریعتر به مهریه اش دست پیدا کند. سپیده از روی صندلی بلند شد و پای برگه را امضا کرد و به سمت در رفت تا از دادگاه خارج شود. ولی در آستانه در ایستاد و گفت:« یادم رفت بگویم که بعد از عقدمان به جز من با چندینه زن دیگر هم ارتباط داشته و به بهانه حضور در کارخانه به سراغ آنها می رفت. البته بعد از دستگیری اش از این عنوان خبردار شدم. آن وقت بود که فهمیدم احساس بد من از کجا آب می خورد!»

زنی که از همسر مرحومش املاک زیادی به ارث برده بود، با تعیین مهریه سنگین به مردی که 12 سال از خودش کوچکتر بود «بله» گفت. او تصور می‌کرد در ازدواج دوم، آینده تلخ

واژه های کلیدی: زندگی | پرونده | دادگاه | میانسال | کلاهبرداری | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs